roghayehkhatun

مشخصات بلاگ
نویسندگان

کوروش پرستی  و کوروش گرایی

چهارشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۹، ۰۸:۳۱ ب.ظ

کوروش پرستی 

 تا یکصد سال پیش  هیچ نام ونشانی از کوروش در میان نبود اما به یکباره تب گوروش گرایی و کوروش پرستی افراطی در ایران شدت گرفت  که در فضای مجازی  به نام آلترناتیوی در مقابل اسلام گفته می شود  تلاش‌های برخی جریانات خارجی و ضد اسلامی تبلیغات و عملیات رسانه‌ای  به موج سواری بر روی آن پرداختن که سبب شکل گیری موجی هیجانی برای این موضوع شدکه به گواهی تاریخ تا حدود 70، 80 سال پیش نام کوروش در ایران رواج نداشته و مقبره‌ای به نام کوروش برای مردم ایران شناخته‌شده نبوده است اما  باوجود ناشناخته بودن شخصی به نام کوروش برای ایرانیان، تبلیغات وسیعی برای  معرفی کردن و نماد ساختن کوروش هخامنشی با دروغ­‌ها و جعلیات فراوان انجام شد تا جایی که او را تا جایگاه پیامبری و حتی فراتر از آن مقام و منزلت دادند طرح مجدد مسئله کوروش گرایی به ر زمان ژیم پهلوی بر می رسد  که در اسناد تاریخی [ایرانی، اروپایی و عربی]، چیزی تحت عنوان سلسله‌ی هخامنشیان، با پادشاهی فردی با  نام کوروش وجود ندارد و طرح این موضوع در زمان حکومت پهلوی به دلیل مقاصد و اهداف پلیدانه ای  بود بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی  پهلوی بیگانگان و دشمنان  برای برقرای و حفظ این ایدئولوژی انحرافی موج باستان گرایی و بزرگ جلوه دادن کوروش را در پیش گرفتند ریچارد رورتی، فیلسوف ارشد پراگماتیست آمریکایی معتقد است: "ملی‌­گرایی تنها پادزهر در مقابل اسلام­‌گرایی در ایران است"او می گوید : "نیروهای سکولار ایران چاره­ای به‌جز جستجوی مخرج مشترک­‌های دیگری بر پایه ملی­‌گرایی ندارند. در کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران که حکومت در اختیار مذهبی‌­ها قرار دارد، نیروهای سکولار برای مقابله باکسانی که سعی دارند مذهب را به وجه مشترک جامعه تبدیل کنند، چاره­ای به‌جز جستجوی مخرج مشترک­‌های دیگری بر پایه ملی­‌گرایی ندارند، زیرا نسبت گرایی و گذشت از ریشه­‌های ملی هرگز نخواهند توانست در مقابل مذهب گرایی قد علم کنند"

کوروش زدگی برای جدایی ایران و اسلام

اندیشه فراماسونی و صهیونی برای حذف اسلام و قرآن که از آغاز ورود تشکیلات فراماسونری به ایران، مسئله باستانی گرایی یا آرکاییسم را به طور وسیعی مطرح شد .عبدالله شهبازی در مطلبی تحت عنوان تاریخ وتاریخ نگاری جدید در ایران می گوید:

«...اگر توجه کنیم، می بینیم که موج آریایی گرایی از دهه 1870 میلادی درایران ایجاد شد. سرآغاز این موج آثار میرزا فتحعلی آخوندزاده است و آثاری چون «نژادنامه» رضاقلی خان هدایت و «نامه خسروان» شاهزاده جلال الدین میرزا و «فرهنگ انجمن آرای ناصری»(که همگی از آثار برجسته ماسونی هستند)... (اینها) یک ایدئولوژی جدید می سازد که شاخص آن ایجاد تضاد میان دودوره از تاریخ ایران است: ایران باستان و ایران اسلامی ؛ایران باستان را در اوج درخشش و عظمت قرار می دهد و ظهور اسلام را سرآغاز انحطاط ایران و حضوراسلام را علت العلل همه بدبختی ها عنوان می کند. و در نهایت یک پیام مسیحایی دارد: «اعاده مجد و عظمت کیان» این همان ایدئولوژی است که برای ما رضاشاه را به ارمغان آورد. به عبارت دیگر، اگر کسی بخواهد منشاء نظری و فرهنگی کودتای 1299و صعود سلطنت پهلوی را ردیابی کند باید به دهه 1870 میلادی و به دنبال موج آریایی گرایی جهانی و شاخه ایرانی آن برود. این موج به ا یران اختصاص نداشت......."

برمبنای نگرش فراماسونی ـ صهیونیستی است که امروز شاهد تفکر باستانی گرایی موهوم و ضد اسلامی هستیم از جمله اخیرا در برخی از همان نشریات به اصطلاح روشنفکری، تحت عنوان پرونده ای درباره «بنیان گذار دولت ایران» مجددا همان اسراییلیات فراماسون های دوران پهلوی به چشم می خورد متاسفانه آنچه در این گونه رسانه ها انتشار می یابد فقط تجلیل از یک دوران باستانی نیست  بلکه تداوم همان تفکر ماسونی باستانی گرایی یا آرکاییسم به مفهوم جداساختن تاریخ ایران از اسلام است .

در یکی از مقالات پرونده بنیانگذار دولت ایران، مندرج در هفته نامه «شهروند امروز» که توسط احمد زیدآبادی قلم فرسایی شده است  نویسنده ضمن تاکید بر ناسازگاری ملیت و دیانت، می نویسد:"... ملی گرایی حتی در شکل بسیار معتدل و معقول آن، که همانا اصالت دادن به منافع ملت ـ دولت است، در بنیاد خود، مرامی سکولار است و با فهم های دینی متعارف سازگار نمی افتد...همه ما می دانیم که دین اسلام برمفهوم امت تکیه دارد و منظور از آن نیز مردمانی اند که باور و ایمان مشترک دارند، صرف نظر از آنکه در کدام نقطه از جغرافیا زندگی می کنند. ملی گرایی اما برمفهوم ملت استوار است و منظور از آن افرادی اند که در چارچوب یک واحد سیاسی و جغرافیایی مشخص زندگی می کنند، بی توجه به اینکه چه باور و ایمانی دارند. با این حساب، نظام ترجیحات دین گرایی و ملی گرایی با یکدیگر متفاوت است و به دو راه مختلف رهنمون می شوند...واقعیت این است که بنیادهای ملی گرایی بر اصول و ارزش های عصر تجدد بنا شده است و نمی توان آن بنیادها را پذیرفت و ماهیت عرفی آنها را نادیده گرفت و یا به گونه قدسی تفسیر کرد...به هرحال اظهار دین گرایی (نه تدین) باورمندان به ملی گرایی تناقض آمیز به نظر می رسد و اظهار ملی گرایی دین گرایان هم یک تناقض آشکار است"

و متأسفانه به دلیل عدم اطلاع دقیق و علمی به این موضوع در میان جوانان، تقریباً اکثریت مردم ایران کوروش را به بتی برای پرستش تبدیل کرده و با این جریان انحرافی همراه شده اند  و طی چند سال گذشته رسانه‌­های داخلی و به‌ویژه خارجی با کمک اتاق فکرهای بیگانه سعی در جا انداختن این روز در بین مردم ایران دارند  و با دادن بیانیه­‌های متعدد مردم را برای حضور در این مراسم ترغیب می­‌کنند و متأسفانه عده‌­ای بدون اینکه از اهداف پشت پرده این قضیه خبر داشته باشند، در این محل تجمع می‌­کنند.

منبع 

 سازمان های یهودی، صهیونیستی در ایران ـ موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی ـ چاپ دوم، 1384

 بازگشت کوروش صفحات 45 تا 62 هفته نامه شهروند امروز (شماره 24- 55 پیاپی) ـ 20 آبان 1386

احمد زید آبادی ـ دین گرایان، ملی گرایان ـ همان

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.