roghayehkhatun

مشخصات بلاگ
نویسندگان

۶ مطلب توسط «حانیه کویری» ثبت شده است

 

تصور کنیدکه  در یک روز سرد زمستانی هستید برای اینکه بتوانید کمی از سرمای بدن خود را بکاهید یک کاسه سوپ را به عنوان یک میان وعده انتخاب می کنید ، شما کاسه سوپ را برای گرم تر شدن خودتان انتخاب کرده اید وتمام سعی شما برای کسب گرما است ؛کاسه سوپ کمی داغ است و شما از داغی ظرف سوپ نیز برای گرم شدن دستتان استفاده می کنید در همین حین از تلوزیون فیلم مورد علاقه شما پخش می شود و شما به تماشای فیلم نیز می پردازید هنگام خوردن سوپ ناگهان تکه ای سنگ در زیر دندان احساس می‌کنید که چون حواستان نبوده است به دندان شما فشار وارد کرده و شما درد زیادی را  بین دندان های خود احساس می کنید  و این اتفاق  باعث می شود  تا شما دست از خوردن سوپ که برای شما گرمی به همراه داشته است  بکشید حال آیا شما برای دفعات بعد بخواهید سوپ را بخورید با همان آسودگی خیال از قبل  آن اتفاق می خورید یا اینکه محتاط تر عمل می کنید ؟این تصوری که کردید زمانی که در واقعیت نقش بپذیرد نوعی درک برای شما اتفاق افتاده است که در ابتدا به وسیله یک عامل همچون حواس پنجگانه چیزی را حس کردید و طی رخدادی به آن توجه کردید مثلا شما در حین رد شدن از خیابان چراغ راهنمایی و رانندگی را دیدید اما توجه نکردید؛ زمانی که پیامک جریمه را دیدید متوجه شدید که چراغ قرمز را رد کردید؛ پس  زمانیکه یک اتفاق غیر پیش بینی شده و ناگهانی  رخ دهد باعث توجه شما به آن چیزی است که حس کردید و در ذهن شما پیش زمینه ای از یک اتفاق نقش میبندد که این درک شما از اتفاق است که در نتیجه رفتاراجتماعی شما نمود بیرونی خواهد داشت .اما این نکته را نباید فراموش کنیم که ساحت تفکر ساحتی فراتر از ساحت شخصی و روزمره است به‌عنوان مثال یک شاعر زمانی‌که فکر و اندیشه شاعری او از آثار او نمایان شود او شاعر است.

 نگرش آن باورها و هیجاناتی است که انسان با توجه به آن به پیرامون خود نگاه می‌کند و زمانی‌که نگرش و تفکر فردی دچار تغییر شود متقابلاً رفتار او تحت تأثیر قرار گرفته و دچار تغییر می‌شود امروز با توجه به پیشرفت تکنولوژی‌ استفاده از موبایل ،کامپیوتر ،تبلت می توان گفت جزلاینفک زندگی  روزمره و به بیانی دیگر زندگی حقیقی دوم ما به حساب می‌آیندبه طوری که می توان فضای مجازی و اینترنت را جزئی از حقیقت زندگی دانست چرا که همه ما امروزه خرید و فروش ، تجارت ، ارتباط های اجتماعی و ... را از همین طریق انجام می دهیم    تفکر و نگرش انسانی برگرفته از آن‌چیزی است که از ذهن تراوش می‌یابد و تفکر و نگرش عمل ذهن است؛امروزه تکنولوژی یکی از عامل های مهم در شکل گیری تفکر و نگرش فکری فرد به حساب می آید به طوری که هر کس به فراخور احوالات و نیاز های خود از آن استفاده کرده که در نتیجه درک انسانی ناشی از تکنولوژی  پیدا شده و به مرور زمان تغییر رفتار رخ می دهد همانگونه که فرد بعد از جریمه شدن نگرش او عوض شده و دیگر از چراغ قرمز عبور نمی کند  در استفاده از تکنولوژی هم چنین رخدادی دور از ذهن نیست شما یک فرد را در نظر بگیرید که به طور مداوم در روز درحال بازی های جنگی و اکشن است بعد از مدتی رفتار این فرد همراه با خشونت و پرخاشگری نمود پیدا کرده در حالکیه در مقایسه فرد نسبت به دیگرافرادی که چنین بازی هایی را انجام نداده اند خشونت رفتاری بیشتری دیده می شود  . ما به طور مطلق استفاده از فضای مجازی را محدود نکرده و به دنبال نهی آن نیستیم اما فضای مجازی  با توجه به رابطه عمیقی که در زندگی حقیقی افراد پیدا کرده  نیازمن آن است تا از دو جهت خانواده و جامعه مورد ارزیابی و مدیریت قرار گیرد راهکارهایی که می توان در این باره ارائه کرد را در ادامه بیان خواهیم کرد

  1. ارائه راهکار برای سیستم مدیریتی کشور
  • برنامه ریزی جامع و ارائه قوانین  و مقررات  مدون برای استفاده از فضای مجازی
  • ایجاد آگاهی کامل  در بین اقشار جامعه نسبت به شناخت جرائم فضای مجازی
  • ایجاد بستر مناسب و امن برای امور مهم مانند تجارت ،معامله و.....
  • تقویت قوای همه جانبه برای امنیت و و مدیریت نشر مطالب در  فضای مجازی مطابق با واقعیت
  •  ایجاد بستر مناسب برای همه رنج سنی در فضای مجازی
  1. ارائه راهکار برای مدیریت در خانواده در برابر فضای مجازی
  • آموزش و آگاهی دادن به فرزندان جهت آمادگی برای حضور در فضای مجازی
  • کنترل و مدیریت مناسب در برابر رفتار های فرزندان در فعالیتهای مجازی
  • آگاهی و اطمینان یابی  والدین از سلامت بازی برای کودک
  • ایجاد رابطه دوستانه و همراهی والدین در طی فعالیت مجازی فرزندان

 در نتیجه می توان با توجه  و درک صحیح  از ابزارها و امکانات موجود برای استفاده در فضای تکنولوژی و فضای مجازی امکان جلوگیری درک نا درست و بروز رفتار های ناخوشایند و نادرست را در کودک و کاربر این پیشرفت جهانی را به موقعیت های پیشرفت و استفاده صحیح و مناسب بهبود بخشید

اپلیکیشن موبایل

 

 

  • حانیه کویری

عطر بهشت چون به مشامش رسید ، رفت

از خاک تا به عرش خدا پر کشید ، رفت

ما سوگوار فاطمه (س) بودیم و آن عزیز

پیغام حضرت زهرا (س) شنید ، رفت

 

 

کتابچه رمضان وقف مادر جوانمان مرحومه حاجیه خانم عباس زاده

 

جهت دریافت فایل کلیک کنید

  • حانیه کویری

 

س : در جوامع مدرن بسیاری از مشکلات مادی برطرف شده است و و ظاهرا مردم در رفاه هستند اما نوعی از نارضایتی از زندگی وجود دارد و مردم با مسائل و مشکلات بسیاری رو به رو هستند توضیح دهید نقش اخلاق دینی و اسلامی در حل آنها چیست ؟

ج : با توجه به حقیقت طلبی انسان یکی از مهم ترین دغدغه های هرکس شناخت حقیقت وجودی و غایت حیات خوداست اگر مختصات وجودی انسان به درستی شناخته نشود در زندگی فردی و اجتماعی نابه هنجاری هایی رخ خواهد داد که می توان آنها را از پیامد های اومانیسم دانست اصولاً اومانیسم یا انسان باوری اندیشه ای است که جهان و همه چیز را به خاطر انسان تفسیر و معنا می کند و همه چیز برای وجود انسان حقیقت و معنا می یابد؛ به عبارتی جوهر اومانیسم دریافت تازه و مهمی از شأن انسان به عنوان موجودی معقول و جدا از مقدرات الهی است اومانیسم تا اندازه ای واکنش در مقابل استبداد کلیسایی و تا اندازه ای تلاش به منظور یافتن نقطه وحدت برای کلیه افکار و کردار انسان در چارچوب ذهنی بود که به آگاهی از قوه فائقه خود رجوع می کرد

یکی از سودمند ترین معارف بشری شناخت نفس (ساحت دوم غیر مادی ) و یا همان خود است که شناخت آن امری ضروری است اثبات وجود ساحت دوم غیر مادی باتامل بر اینکه مهم ترین ویژگی موجودات مادی و جسمانی داشتن امتداد حقیقی به گونه ای که بتوان آن را تقسیم کرد است از آنجایی که من امری بسیط و تقسیم ناپذیر است پس می توان نتیجه گرفت که انسان علاوه بر جسم خاکی خود ساحت دومی نیز دارد که مجرد است چرا که با توجه به تغییر همه سلول های بدن ساحتی دیگر باید وجود داشته باشد که منشاءثبات و تغییر ناپذیری در من باشدالبته نظریه های روانشناختی و روان درمانی گرچه براساس یافته های پژوهشی و تجربی هستند اما در عین حال مبتنی بر مفروضه های فلسفی نسبت به ماهیت اصلی انسان می باشند در واقع فلسفه مبدا و آغاز جنبه های نظری و نیز ارائه کننده راه کار ها و فرایند های عملی سلامت روان است. اومانیسم را اصالت بشر تعریف کرده اند اما آن را در مقابل اصالت خدا قرار داده اند.

دانشمندان به نامی همچون رنه دکارت و امانوئل کانت و فردریش ویلهم هگل به اشکال گوناگون مبلغ و مروج تفکر اومانیستی بوده اند، هر چند که وجود خداوندرا انکار نمی کردند اما مانند دکارت عالم را به گونه ای تفسیر می کردند که به تعبیر اتین ژیلسون مورخ معاصر فرانسوی (خدا، مفهومی می شود که به کار رفع نقص از فلسفه دکارت می آید و نه خدایی که قابل پرستش باشد)در واقع رنه دکارت به خداوند اعتقاد داشت اما در نظریه های  فلسفی خود اصالت را به«من» بشری و «نفس» فردی اطلاق می کرد و حتی وجود عالم و حضور خداوند را نهایتا بر پایه سوبژکتویسم بیان میکرد .

ناهنجاری در غرب و کشورهای پیشرفته امری حقیقی به حساب می آید چراکه در مسائل مربوط به روح و روان نتواسته اند کاری انجام دهند وطبیعت گرایی، تصدیق جایگاه لذت در زندگی اخلاقی، تساهل و تسامح دینی از دیگر موضوعاتی بود که به تدریج مورد علاقه اومانیست ها قرار گرفت.تفکر اومانیستی با رویکرد های نو و تازه خود به زندگی طبیعی انسان ومحیط پیرامون او در شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم که از سوی دو دستگاه حکومتی و کلیسایی که هر یک از این دو در حد توان خود به انسان های قرون وسطا ظلم می کردند مورد توجه قرار گرفت که بر دستگاه دینی نیز تاثیر موثر گذاشت .

در آغاز  تلاش اومانیست ها و مصلحان این بودکه اندیشه اومانیستی در چارچوب اصول مسیحیت نمود پیدا کند  ولی این اصول مسیحیت بود که در چارچوب اندیشه اومانیستی معنا و مفهوم پیدا کرد در واقع، نگرش انسان گرایانه بر نگرش دینی غالب شد و دین هایی با عنوان «دین انسانی » مطرح گردید. شدت این حرکت به گونه ای بود که حتی برخی اومانیست ها از اساس منکر هرگونه آیین وحیانی شدند.

در مجموع از قرن چهاردهم میلادی تا به امروز، اومانیسم در معنای عام خود، مولفه هایی را داشته است که شدت و ضعف و چگونگی بعضی از این عناصر در گونه ها و نحله های مختلف اومانیستی و اندیشه های افراد گوناگون، متفاوت خواهد بوداز جمله :

  1. محوریت انسان و پایبندی به خواستها و علایق انسانی؛
  2. اعتقاد به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبنای خودمختاری و برابری اخلاقی
  3.  التزام به اصل جدایی نهادهای دینی از دولت
  4. اعتقاد به این مطلب که تبیین جهان بر پایه واقعیات ماورای طبیعی و توجه به یک جهان غیردنیوی برای حل معضلات بشری، تلاشی برای ضعیف و بی ارزش کردن عقل انسانی است جهان موجودی خود پیدایش و انسان نیز بخشی از همین جهان طبیعت است که بر اساس یک فرایند تحولی مداوم پدید آمده است
  5. جست وجوی دائم برای یافتن حقیقت ملموس و عینی؛ با درک و اعتراف به اینکه شناخت و تجربه جدید، پیوسته ادراک های ناقص ما را از آن حقیقت عینی تغییر می دهد
  6. برشمردن عقل و اختیار به عنوان ابعاد بنیادی وجودی انسان
  7.  اعتقاد به اینکه تمام ایدئولوژی ها و سنت ها اعم از دینی، سیاسی یا اجتماعی، باید توسط انسان ارزش گذاری شود؛ نه اینکه صرفاً بر اساس ایمان پذیرفته شود
  8. جست وجوی دائم برای یافتن حقیقت ملموس و عینی؛ با درک و اعتراف به اینکه شناخت و تجربه جدید، پیوسته ادراک های ناقص ما را از آن حقیقت عینی تغییر می دهد
  9. پرورش هنر مذاکره و گفت وگو، به عنوان ابزار حل تفاوت و تقابل فهم های مختلف
  10.  اعتقاد به جامعه باز و تکثرگرا

با توجه به مطالب گفته شده از پایه های اومانیسم می توانیم آزادی بدون مرز و مبرا از هرگونه قید و تعینی خارج از خود انسان است و این خود انسان انسان است که می تواند موقعیت و طبیعت خود را انتخاب کند و به هر شکلی که بخواهد آن را ترسیم کند این آزادی لجام گسیخته راه را برای حرمت شکنی و نادیده گرفتن حقایق اخلاقی باز می کند که در نتیجه هوا و هوس را بر انسان چیره می سازد و اومانیسم انسان را موجودی طبیعی و هم تراز با با حیوانات معرفی می کند که پیامدهاى این نوع نگرش به انساناز جهتی سودآوری در لذت مادی و فساد و سقوط انسان  و از جهتی دیگر نفی هر گونه ارزش اخلاقی ،حقوقی و ماورایی و فضائل و کمالات معنوی است

در واقع اومانیسم موجب تحقیر انسان انسان و مقام شامخ او در هستی و کائنات است و انسان را که در بینش دینی اشرف مخلوقات و مرکز توجه عالم و امانت دار الهی شمرده می شود به موجودی تنها که محصول تکامل زیستی جانوری و خلف میمون ها و شمپانزه هاست تبدیل کرده است و تمامی ارزش های معنوی و عظمت روحی او را منکر شده که نمود این تفکر را می توان در اندکی تامل در بطن کشورهای غربی و پیشرفته یافت هنگامى که انسان خدا را فراموش کند، خود را فراموش کرده و در این فراموشى جایى براى وجوه مختلف حیات آدمى چون سیاست و فرهنگ و اقتصاد و اخلاق باقى نمى ماند و همه این وجوه نیز به نحوى به پوچى و فراموشى سپرده مى شوند. در این حالت انسان پوچ انگار به بازى با زباله هایى که پس زده است و به خشونت و جنایتى که هیچ غایتى ندارد، روى مى آورد تا بتواند به نحوى از زندانى که خود ساخته است بگریزد و رهایى را در انفجار بى بندوبار امیال خود بیابد.

منبع 

1. صفدر الهی راد ؛سلسله دروس مبانی اندیشه اسلامی (انسان شناسی )1397

2. دکارت، رنه. تأملات. ص‌ 16.

3.ژیلسون، اتین. نقد تفکر فلسفی‌ غرب. ترجمة‌ احمد احمدی، انتشارات‌ حکمت، 1373، ص‌ 158

4.آقابخشی، علی و مینو افشاری راد (1383 ،(فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار

 

  • حانیه کویری

کوروش پرستی 

 تا یکصد سال پیش  هیچ نام ونشانی از کوروش در میان نبود اما به یکباره تب گوروش گرایی و کوروش پرستی افراطی در ایران شدت گرفت  که در فضای مجازی  به نام آلترناتیوی در مقابل اسلام گفته می شود  تلاش‌های برخی جریانات خارجی و ضد اسلامی تبلیغات و عملیات رسانه‌ای  به موج سواری بر روی آن پرداختن که سبب شکل گیری موجی هیجانی برای این موضوع شدکه به گواهی تاریخ تا حدود 70، 80 سال پیش نام کوروش در ایران رواج نداشته و مقبره‌ای به نام کوروش برای مردم ایران شناخته‌شده نبوده است اما  باوجود ناشناخته بودن شخصی به نام کوروش برای ایرانیان، تبلیغات وسیعی برای  معرفی کردن و نماد ساختن کوروش هخامنشی با دروغ­‌ها و جعلیات فراوان انجام شد تا جایی که او را تا جایگاه پیامبری و حتی فراتر از آن مقام و منزلت دادند طرح مجدد مسئله کوروش گرایی به ر زمان ژیم پهلوی بر می رسد  که در اسناد تاریخی [ایرانی، اروپایی و عربی]، چیزی تحت عنوان سلسله‌ی هخامنشیان، با پادشاهی فردی با  نام کوروش وجود ندارد و طرح این موضوع در زمان حکومت پهلوی به دلیل مقاصد و اهداف پلیدانه ای  بود بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی  پهلوی بیگانگان و دشمنان  برای برقرای و حفظ این ایدئولوژی انحرافی موج باستان گرایی و بزرگ جلوه دادن کوروش را در پیش گرفتند ریچارد رورتی، فیلسوف ارشد پراگماتیست آمریکایی معتقد است: "ملی‌­گرایی تنها پادزهر در مقابل اسلام­‌گرایی در ایران است"او می گوید : "نیروهای سکولار ایران چاره­ای به‌جز جستجوی مخرج مشترک­‌های دیگری بر پایه ملی­‌گرایی ندارند. در کشورهایی چون جمهوری اسلامی ایران که حکومت در اختیار مذهبی‌­ها قرار دارد، نیروهای سکولار برای مقابله باکسانی که سعی دارند مذهب را به وجه مشترک جامعه تبدیل کنند، چاره­ای به‌جز جستجوی مخرج مشترک­‌های دیگری بر پایه ملی­‌گرایی ندارند، زیرا نسبت گرایی و گذشت از ریشه­‌های ملی هرگز نخواهند توانست در مقابل مذهب گرایی قد علم کنند"

کوروش زدگی برای جدایی ایران و اسلام

اندیشه فراماسونی و صهیونی برای حذف اسلام و قرآن که از آغاز ورود تشکیلات فراماسونری به ایران، مسئله باستانی گرایی یا آرکاییسم را به طور وسیعی مطرح شد .عبدالله شهبازی در مطلبی تحت عنوان تاریخ وتاریخ نگاری جدید در ایران می گوید:

«...اگر توجه کنیم، می بینیم که موج آریایی گرایی از دهه 1870 میلادی درایران ایجاد شد. سرآغاز این موج آثار میرزا فتحعلی آخوندزاده است و آثاری چون «نژادنامه» رضاقلی خان هدایت و «نامه خسروان» شاهزاده جلال الدین میرزا و «فرهنگ انجمن آرای ناصری»(که همگی از آثار برجسته ماسونی هستند)... (اینها) یک ایدئولوژی جدید می سازد که شاخص آن ایجاد تضاد میان دودوره از تاریخ ایران است: ایران باستان و ایران اسلامی ؛ایران باستان را در اوج درخشش و عظمت قرار می دهد و ظهور اسلام را سرآغاز انحطاط ایران و حضوراسلام را علت العلل همه بدبختی ها عنوان می کند. و در نهایت یک پیام مسیحایی دارد: «اعاده مجد و عظمت کیان» این همان ایدئولوژی است که برای ما رضاشاه را به ارمغان آورد. به عبارت دیگر، اگر کسی بخواهد منشاء نظری و فرهنگی کودتای 1299و صعود سلطنت پهلوی را ردیابی کند باید به دهه 1870 میلادی و به دنبال موج آریایی گرایی جهانی و شاخه ایرانی آن برود. این موج به ا یران اختصاص نداشت......."

برمبنای نگرش فراماسونی ـ صهیونیستی است که امروز شاهد تفکر باستانی گرایی موهوم و ضد اسلامی هستیم از جمله اخیرا در برخی از همان نشریات به اصطلاح روشنفکری، تحت عنوان پرونده ای درباره «بنیان گذار دولت ایران» مجددا همان اسراییلیات فراماسون های دوران پهلوی به چشم می خورد متاسفانه آنچه در این گونه رسانه ها انتشار می یابد فقط تجلیل از یک دوران باستانی نیست  بلکه تداوم همان تفکر ماسونی باستانی گرایی یا آرکاییسم به مفهوم جداساختن تاریخ ایران از اسلام است .

در یکی از مقالات پرونده بنیانگذار دولت ایران، مندرج در هفته نامه «شهروند امروز» که توسط احمد زیدآبادی قلم فرسایی شده است  نویسنده ضمن تاکید بر ناسازگاری ملیت و دیانت، می نویسد:"... ملی گرایی حتی در شکل بسیار معتدل و معقول آن، که همانا اصالت دادن به منافع ملت ـ دولت است، در بنیاد خود، مرامی سکولار است و با فهم های دینی متعارف سازگار نمی افتد...همه ما می دانیم که دین اسلام برمفهوم امت تکیه دارد و منظور از آن نیز مردمانی اند که باور و ایمان مشترک دارند، صرف نظر از آنکه در کدام نقطه از جغرافیا زندگی می کنند. ملی گرایی اما برمفهوم ملت استوار است و منظور از آن افرادی اند که در چارچوب یک واحد سیاسی و جغرافیایی مشخص زندگی می کنند، بی توجه به اینکه چه باور و ایمانی دارند. با این حساب، نظام ترجیحات دین گرایی و ملی گرایی با یکدیگر متفاوت است و به دو راه مختلف رهنمون می شوند...واقعیت این است که بنیادهای ملی گرایی بر اصول و ارزش های عصر تجدد بنا شده است و نمی توان آن بنیادها را پذیرفت و ماهیت عرفی آنها را نادیده گرفت و یا به گونه قدسی تفسیر کرد...به هرحال اظهار دین گرایی (نه تدین) باورمندان به ملی گرایی تناقض آمیز به نظر می رسد و اظهار ملی گرایی دین گرایان هم یک تناقض آشکار است"

و متأسفانه به دلیل عدم اطلاع دقیق و علمی به این موضوع در میان جوانان، تقریباً اکثریت مردم ایران کوروش را به بتی برای پرستش تبدیل کرده و با این جریان انحرافی همراه شده اند  و طی چند سال گذشته رسانه‌­های داخلی و به‌ویژه خارجی با کمک اتاق فکرهای بیگانه سعی در جا انداختن این روز در بین مردم ایران دارند  و با دادن بیانیه­‌های متعدد مردم را برای حضور در این مراسم ترغیب می­‌کنند و متأسفانه عده‌­ای بدون اینکه از اهداف پشت پرده این قضیه خبر داشته باشند، در این محل تجمع می‌­کنند.

منبع 

 سازمان های یهودی، صهیونیستی در ایران ـ موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی ـ چاپ دوم، 1384

 بازگشت کوروش صفحات 45 تا 62 هفته نامه شهروند امروز (شماره 24- 55 پیاپی) ـ 20 آبان 1386

احمد زید آبادی ـ دین گرایان، ملی گرایان ـ همان

 

  • حانیه کویری

از شرایط مهم قبول  نماز حضور قلب است بدون شک نماز بدون حضور قلب در انسان موثر نخواهد بود  از جمله اثارحضور قلب در نماز (محبت الهی )است که خداوند به بندگان خالص خود می بخشد

 راهکارهایی برای ایجاد حضور قلب برگرفته از ایات و روایات در ادامه به آنها پرداخته شده :

1. اهمیت دادن به مقدمات نماز

2. خواندن نوافل

3. نماز اول وقت

4. انصراف از خطورات ذهنی

5. ایجاد زمینه برای تمرکز

1-اهمیت دادن به مقدمات نماز: انجام هر کاری نیازمند مقدماتی است به عنوان مثال اگر بزرگی از ما بخواهد در فلان ساعت نزد او برویم قبل از هر کاری خود را اماده دیدار با او میکنیم سعی میکنیم که ذرزمان حضوربا او رسیدیم بهترین باشیم،در اسلام ورود به نماز نیز آدابی داردکه این آداب از مقدمات به جای آوردن نماز است .

2-خواندن نوافل: معمولا انسان نمی تواند حق نماز را ادا کند. عبادت های ما خواسته یا نا خواسته با فراموشی ها و کم و کاستی هایی همراه است و انسان می تواند با خواندن نوافل کمبود ها را جبران کند.امام باقر (علیه السلام)می فرماید:نافله تشریح شده تا انچه-از نماز -واجب- فاسد شده راجبران کند .

3-نماز اول وقت: خواندن نمازاول وقت ،نشان دهنده توجه و اهمیت دادن به نماز است. بسیاری ازاین فیض محروم هستند و اجازه سخن گفتن با خدا را ندارند ولی خداوند،به خاطر ایمان این اجازه را به ما داده است  و باید بدانیم که ما به نماز احتیاج داریم و باید بهترین عبادت را در بهترین وقت باید به جا آورد.

4-انصراف از خطوط ذهنی: بزرگان فرموده اند از روی اختیارحضور قلب  را از دست ندهیم یعنی چنان که در نماز به هر دلیلی تمرکز خود را از دست دادیم ،هر لحظه که متوجه شدیم که حواسمان جای دیگر است دوباره به نماز برگردیم و خود را در محضر خدا ببینیم و اگر به این کار مداومت داشته باشیم باعث حضور قلب در نماز میشودو یکی از راه کار های حضور قلب نماز است.

5-ایجاد زمینه برای تمرکز:از راه های حضور قلب در نماز ایجاد  تمرکز درنماز است از جمله چیزهایی که باعث تمرکز درنماز است ،توجه به محل  سجده است  راه دیگر حالت نیمه باز گذاشتن چشم است نباید در نماز چشم را بست چون قوه خیال واهمه فعال می شود قبل از نماز باید عوامل حواس پرتی را دور کنیم.

         

  • حانیه کویری

 حرکت پیامبر از غار ثور به طرف مدینه‏

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم)روزچهارم ربیع ‏الاول سال سیزدهم بعثت درهجرت به سمت مدینه، مدتی رابه غارثور که در اطراف مکه بودپناه بردتا از مشرکان مکه که در جست وجوی او بودند،رهایی یابد و پس از سه روز ازغارثور(غارثوردر جنوب مکه نقطه مقابل مدینه دردامنه کوه ثورقراردارد)خارج شدوبه طرف مدینه حرکت کردچنانکهدرقرآن به این موضوع اشاره شده است که میفرمایید:«اگر پیامبر را یارى ندهید، یقیناً خدا او را یارى مى‏دهد چنان که اورایارى داد هنگامىکه کافران ازمکه بیرونش کردند در حالى که یکى ازدو تن بود،آن زمان هردو درغار [ثور نزدیک مکه‏]بودند،همان زمانىکه به همراهش گفت:اندوه به خودراه مده خداباماست.»(توبه /40)

از این آیه اینگونه برداشت می شودکه پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) دراین غار تنها نبوده است و شخص دیگری نیزبا ایشان بوده دراینکه همراه پیامبر درغار ثور چه شخصی بوده است،اختلافی وجود نداردوبیشتر منابع اسلامی اذعان دارندکه آن شخص ابوبکر بوده استمشرکان بابستن تمام راه های خروجی مکه سعی درجلوگیری ازحرکت پیامبراسلام(صلی الله علیه وآله و سلم)داشتنداماخداوند عنکبوت را مامور کرد تا تارهای خود را بر در غار بتنندامرخداونددرآستانه ورودی درغارتخم‏گذارى کردند.

قیافه شناس معروف مکه"ابوکُرَّز" که ردپای پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)رامی شناخت،باعده ‏اى تابه سمت غار آمدند، ولى با مشاهده تار عنکبوت وکبوتران بردرغار ازیافتن پیامبر ناامید شده و بازگشتند.در شب چهارم حضرت على(علیه السلام)سه شترو یک راهنمای راه براى پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)فرستادو آن حضرت شبانه به سمت مدینه حرکت کرد.

 

ورود پیامبر به دهکده قبا

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم)روزدوشنبه دوازدهم ربیع ‏الاول به محله قبا نزدیک مدینه رسید(قبا دردوفرسخى مدینه مرکز قبیله بنى‏ عمرو بن عوف بود)رسول اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) پس از رسیدن به آنجادرمنزل بزرگ قبیله؛ «کلثوم بن هدم»که گروهى از مهاجران و انصارنیزدر انتظار پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)بودندساکن شد

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)تاآخر هفته درآن‏جا توقف داشت که دراین فرصت شالوده مسجدى رابراى قبیله بنى‏ عمروبن عوف راپایه گذاری کردوپس ازملحق شدن حضرت على(علیه السلام)وهمراهانش در روزجمعه شانزدهم ربیع‏ الاول، قبا را ترک و به سوى مدینه حرکت کرد.

هجرت على(علیه السلام)از مکه‏

رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم)در یکی ازشبهایی که درغارثور باامیرالمومنین (علیه السلام)ملاقات کردبهاوفرمود:"کهدرروز روشن باصداى رسا اعلام کند هرکس پیش محمد امانتى دارد یااز اوطلبکار استبیاید وطلبش رابخواهد و پس ازآن علی(علیهالسلام)مقدمات سفرفواطم(فاطمه دختررسول خداو فاطمه بنت اسدو فاطمه بنت زبیر)رابه نزدپیامبرفراهم کند

حضرت على(علیه السلام)بعدازسه روزاقامت درمکه وانجام وصایاى پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)که روز هفتم ربیع ‏الاول سال اول هجرى سه روز پس ازهجرت رسول خدا ،حضرت على(علیه السلام)از مکه به سوى مدینه هجرت کردندتاپانزدهم همان ماه در محله قبا به پیامبر ملحق شد

منابع 

اسد الغابه، ج 3، ص 285 السیرة النبویة، ج 2، ص 107 تاریخ ابن‏خلدون، ج 2، ص 346

تاریخ مفصل اسلام، ص 67 السیرة النبویة، ج 2، ص 52

فروغ ابدیت، ص 423 تاریخ ابن‏خلدون، ج 2، ص 346

 مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏7 ، ص 2، دار  الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش؛ مفاتیح الغیب‏، ج ‏16، ص 50؛ علامه مجلسى، بحار الأنوار، ج 19، ص 33، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404ق؛  أبو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقى ( ابن کثیر)، البدایة و النهایة، ج 3، ص 184، بیروت، دار الفکر، 1407ق.

 
  • حانیه کویری