roghayehkhatun

مشخصات بلاگ
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رفاه اجتماعی» ثبت شده است

 

س : در جوامع مدرن بسیاری از مشکلات مادی برطرف شده است و و ظاهرا مردم در رفاه هستند اما نوعی از نارضایتی از زندگی وجود دارد و مردم با مسائل و مشکلات بسیاری رو به رو هستند توضیح دهید نقش اخلاق دینی و اسلامی در حل آنها چیست ؟

ج : با توجه به حقیقت طلبی انسان یکی از مهم ترین دغدغه های هرکس شناخت حقیقت وجودی و غایت حیات خوداست اگر مختصات وجودی انسان به درستی شناخته نشود در زندگی فردی و اجتماعی نابه هنجاری هایی رخ خواهد داد که می توان آنها را از پیامد های اومانیسم دانست اصولاً اومانیسم یا انسان باوری اندیشه ای است که جهان و همه چیز را به خاطر انسان تفسیر و معنا می کند و همه چیز برای وجود انسان حقیقت و معنا می یابد؛ به عبارتی جوهر اومانیسم دریافت تازه و مهمی از شأن انسان به عنوان موجودی معقول و جدا از مقدرات الهی است اومانیسم تا اندازه ای واکنش در مقابل استبداد کلیسایی و تا اندازه ای تلاش به منظور یافتن نقطه وحدت برای کلیه افکار و کردار انسان در چارچوب ذهنی بود که به آگاهی از قوه فائقه خود رجوع می کرد

یکی از سودمند ترین معارف بشری شناخت نفس (ساحت دوم غیر مادی ) و یا همان خود است که شناخت آن امری ضروری است اثبات وجود ساحت دوم غیر مادی باتامل بر اینکه مهم ترین ویژگی موجودات مادی و جسمانی داشتن امتداد حقیقی به گونه ای که بتوان آن را تقسیم کرد است از آنجایی که من امری بسیط و تقسیم ناپذیر است پس می توان نتیجه گرفت که انسان علاوه بر جسم خاکی خود ساحت دومی نیز دارد که مجرد است چرا که با توجه به تغییر همه سلول های بدن ساحتی دیگر باید وجود داشته باشد که منشاءثبات و تغییر ناپذیری در من باشدالبته نظریه های روانشناختی و روان درمانی گرچه براساس یافته های پژوهشی و تجربی هستند اما در عین حال مبتنی بر مفروضه های فلسفی نسبت به ماهیت اصلی انسان می باشند در واقع فلسفه مبدا و آغاز جنبه های نظری و نیز ارائه کننده راه کار ها و فرایند های عملی سلامت روان است. اومانیسم را اصالت بشر تعریف کرده اند اما آن را در مقابل اصالت خدا قرار داده اند.

دانشمندان به نامی همچون رنه دکارت و امانوئل کانت و فردریش ویلهم هگل به اشکال گوناگون مبلغ و مروج تفکر اومانیستی بوده اند، هر چند که وجود خداوندرا انکار نمی کردند اما مانند دکارت عالم را به گونه ای تفسیر می کردند که به تعبیر اتین ژیلسون مورخ معاصر فرانسوی (خدا، مفهومی می شود که به کار رفع نقص از فلسفه دکارت می آید و نه خدایی که قابل پرستش باشد)در واقع رنه دکارت به خداوند اعتقاد داشت اما در نظریه های  فلسفی خود اصالت را به«من» بشری و «نفس» فردی اطلاق می کرد و حتی وجود عالم و حضور خداوند را نهایتا بر پایه سوبژکتویسم بیان میکرد .

ناهنجاری در غرب و کشورهای پیشرفته امری حقیقی به حساب می آید چراکه در مسائل مربوط به روح و روان نتواسته اند کاری انجام دهند وطبیعت گرایی، تصدیق جایگاه لذت در زندگی اخلاقی، تساهل و تسامح دینی از دیگر موضوعاتی بود که به تدریج مورد علاقه اومانیست ها قرار گرفت.تفکر اومانیستی با رویکرد های نو و تازه خود به زندگی طبیعی انسان ومحیط پیرامون او در شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم که از سوی دو دستگاه حکومتی و کلیسایی که هر یک از این دو در حد توان خود به انسان های قرون وسطا ظلم می کردند مورد توجه قرار گرفت که بر دستگاه دینی نیز تاثیر موثر گذاشت .

در آغاز  تلاش اومانیست ها و مصلحان این بودکه اندیشه اومانیستی در چارچوب اصول مسیحیت نمود پیدا کند  ولی این اصول مسیحیت بود که در چارچوب اندیشه اومانیستی معنا و مفهوم پیدا کرد در واقع، نگرش انسان گرایانه بر نگرش دینی غالب شد و دین هایی با عنوان «دین انسانی » مطرح گردید. شدت این حرکت به گونه ای بود که حتی برخی اومانیست ها از اساس منکر هرگونه آیین وحیانی شدند.

در مجموع از قرن چهاردهم میلادی تا به امروز، اومانیسم در معنای عام خود، مولفه هایی را داشته است که شدت و ضعف و چگونگی بعضی از این عناصر در گونه ها و نحله های مختلف اومانیستی و اندیشه های افراد گوناگون، متفاوت خواهد بوداز جمله :

  1. محوریت انسان و پایبندی به خواستها و علایق انسانی؛
  2. اعتقاد به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبنای خودمختاری و برابری اخلاقی
  3.  التزام به اصل جدایی نهادهای دینی از دولت
  4. اعتقاد به این مطلب که تبیین جهان بر پایه واقعیات ماورای طبیعی و توجه به یک جهان غیردنیوی برای حل معضلات بشری، تلاشی برای ضعیف و بی ارزش کردن عقل انسانی است جهان موجودی خود پیدایش و انسان نیز بخشی از همین جهان طبیعت است که بر اساس یک فرایند تحولی مداوم پدید آمده است
  5. جست وجوی دائم برای یافتن حقیقت ملموس و عینی؛ با درک و اعتراف به اینکه شناخت و تجربه جدید، پیوسته ادراک های ناقص ما را از آن حقیقت عینی تغییر می دهد
  6. برشمردن عقل و اختیار به عنوان ابعاد بنیادی وجودی انسان
  7.  اعتقاد به اینکه تمام ایدئولوژی ها و سنت ها اعم از دینی، سیاسی یا اجتماعی، باید توسط انسان ارزش گذاری شود؛ نه اینکه صرفاً بر اساس ایمان پذیرفته شود
  8. جست وجوی دائم برای یافتن حقیقت ملموس و عینی؛ با درک و اعتراف به اینکه شناخت و تجربه جدید، پیوسته ادراک های ناقص ما را از آن حقیقت عینی تغییر می دهد
  9. پرورش هنر مذاکره و گفت وگو، به عنوان ابزار حل تفاوت و تقابل فهم های مختلف
  10.  اعتقاد به جامعه باز و تکثرگرا

با توجه به مطالب گفته شده از پایه های اومانیسم می توانیم آزادی بدون مرز و مبرا از هرگونه قید و تعینی خارج از خود انسان است و این خود انسان انسان است که می تواند موقعیت و طبیعت خود را انتخاب کند و به هر شکلی که بخواهد آن را ترسیم کند این آزادی لجام گسیخته راه را برای حرمت شکنی و نادیده گرفتن حقایق اخلاقی باز می کند که در نتیجه هوا و هوس را بر انسان چیره می سازد و اومانیسم انسان را موجودی طبیعی و هم تراز با با حیوانات معرفی می کند که پیامدهاى این نوع نگرش به انساناز جهتی سودآوری در لذت مادی و فساد و سقوط انسان  و از جهتی دیگر نفی هر گونه ارزش اخلاقی ،حقوقی و ماورایی و فضائل و کمالات معنوی است

در واقع اومانیسم موجب تحقیر انسان انسان و مقام شامخ او در هستی و کائنات است و انسان را که در بینش دینی اشرف مخلوقات و مرکز توجه عالم و امانت دار الهی شمرده می شود به موجودی تنها که محصول تکامل زیستی جانوری و خلف میمون ها و شمپانزه هاست تبدیل کرده است و تمامی ارزش های معنوی و عظمت روحی او را منکر شده که نمود این تفکر را می توان در اندکی تامل در بطن کشورهای غربی و پیشرفته یافت هنگامى که انسان خدا را فراموش کند، خود را فراموش کرده و در این فراموشى جایى براى وجوه مختلف حیات آدمى چون سیاست و فرهنگ و اقتصاد و اخلاق باقى نمى ماند و همه این وجوه نیز به نحوى به پوچى و فراموشى سپرده مى شوند. در این حالت انسان پوچ انگار به بازى با زباله هایى که پس زده است و به خشونت و جنایتى که هیچ غایتى ندارد، روى مى آورد تا بتواند به نحوى از زندانى که خود ساخته است بگریزد و رهایى را در انفجار بى بندوبار امیال خود بیابد.

منبع 

1. صفدر الهی راد ؛سلسله دروس مبانی اندیشه اسلامی (انسان شناسی )1397

2. دکارت، رنه. تأملات. ص‌ 16.

3.ژیلسون، اتین. نقد تفکر فلسفی‌ غرب. ترجمة‌ احمد احمدی، انتشارات‌ حکمت، 1373، ص‌ 158

4.آقابخشی، علی و مینو افشاری راد (1383 ،(فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار

 

  • حانیه کویری